خبرگزاری مهر، یادداشت مهمان – فاطمه درخشان، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی: غروب ششم فروردین بود. پیش از رفتن به مراسم تجمعات شبانه، مسیرم را کج کردم سمت مسجد امیر در خیابان کارگر شمالی تا فریضه نماز را به جا بیاورم. کنار آسانسور ایستاده بودم. فضا آمیخته بود با سکونِ پیش از اذان و البته، صدای بمی که این شبها برایمان ناآشنا نیست؛ صدای پدافندها.
خانمی میانسال که پیدا بود او هم گذری به مسجد آمده، نزدیک شد. پرسید: «قسمت زنانه همینجاست؟» و بعد، در حالی که انگار دنبال گوشِ شنوایی میگشت، با لحنی آمیخته به اضطراب گفت: «بدجور صدای پدافند میآید… میگویند ترامپ قرار است این چند شب بدجور حمله کند. میگویند به خاطر همین اصلاً بیرون نیایید.»
آرام گفتم: «مگر اتفاق جدیدی است؟ شبهای گذشته هم کموبیش همین بوده.»
با نگرانی جواب داد: «نه، میگویند اینبار خیلی بدتر است.»
پرسیدم: «چه کسانی میگویند؟»
گفت: «تحلیلگرها!»
لبخندی زدم و گفتم: «منظورتان همان تحلیلگرهای شبکههای معاند و اینترنشنال است؟ خب کار آنها که مشخص است؛ ترساندن مردم، خالی کردن دلها و وادار کردن جامعه به عقبنشینی.»
اما جمله بعدیاش مرا به فکر فرو برد: «نه… اتفاقاً همین تحلیلگرهای داخلی خودمون. در همین کانالهای خبری و تحلیلیِ داخلی میگویند ترامپ برای یک پایان نمایشیِ جنگ، قرار است کار بزرگی بکند.»
با اطمینان گفتم: «ولی این مردمی که شبها به خیابان میآیند، از این تحلیلها هم ترسی به دل راه نمیدهند.»
وارد شبستان شدیم و شانه به شانه هم در صف نماز نشستیم. دقایقی در سکوت گذشت. انگار در آن فرصت کوتاه، حرفهایم را در ذهنش حلاجی کرده بود. به سمتم برگشت و گفت: «بله… درست میگویی. ولی چه میدانم والا؛ چرا تحلیلگرهای داخلی هم با این تحلیلهایشان مدام توی دل مردم را خالی میکنند؟»
همانجا در انتظار پیش از نماز ذهنم درگیر این موضوع شد و ماند. در این روزها که بازار تحلیلهای تخصصی، یادداشتنویسی، پیشبینیها و بازنشر اخبار داغ است، رسالت واقعی یک تحلیلگر چیست؟
با خودم فکر میکردم تحلیلِ منِ متخصص چه فایدهای دارد؟ چه گرهی از کار این مردم باز میکند؟ آیا یک تحلیل صرفاً قرار است توصیفِ دلهرهآورِ وضعیت موجود یا پیشگوییِ ورقهای دست دشمن باشد؟ یا آنکه باید راهگشا، تبیینکننده و روشنکننده مسیر برای تصمیمگیران باشد؟
مهمتر از همه، اثر این تحلیلها بر روان جامعه چیست؟ آیا علاوه بر آگاه کردن مردم، به آنها حس آرامش و قوت قلب میدهد، یا فقط بذر ناامیدی و ترس میکارد؟
همانجا بود که مفهوم تازهای در ذهنم شکل گرفت: «تقوای تحلیل».
اینکه در نوشتن و گفتن، تقوا پیشه کنیم. پیش از انتشارِ هر کلمه از خود بپرسیم: آیا این تحلیل صرفاً برای ارائه یک نظر و دیده شدن نوشته شده، یا در پسِ این کلمات، رضای خدا، گشایشِ کار و آرامشِ دلِ بندگانِ او نیز در نظر گرفته شده است؟
گاهی یک قلم میتواند دلی را بلرزاند و گاهی میتواند کوهی از امید بسازد؛ انتخاب با ماست که با کلماتمان کدام را بنا کنیم.


















دیدگاهتان را بنویسید