چهارشنبه / ۲ اردیبهشت / ۱۴۰۵
×

درخت نزدیک خانه هم، حتما مادر نوزاد را دیده وقتی که او را با محبت به آغوش می‌فشرده است‌. حتما دیده که او هم آن روز شاخه‌هایش را دراز و برای گرفتن نوزادی سه کیلویی آغوش باز کرده است.

درختی که آغوش گشوده است
  • کد نوشته: 80848
  • ۲ اردیبهشت
  • 6 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • خبرگزاری مهر – مجله مهر: چندسال پیش بود که فهمیدم گیاهان هم احساس دارند؛ که از کنده شدن برگ‌هایشان ناراحت می‌شوند و حرف‌های محبت‌آمیز می‌تواند وادارشان کند، بیشتر گل‌ بدهند و شکوفه کنند. این را خودم تجربه کرده‌ام و از آدم‌های گیاه‌دوست زیادی هم شنیده‌ام. اگر ذره‌ای هم شک داشتم، وقتی ماجرای نوزاد بیست و سه روزه و درخت را شنیدم، یقین کردم؛ یقین کردم که درختی می‌تواند از صدای انفجار بترسد و از دیدن تنی نحیف میان هوا و زمین غمگین شود و با شاخه‌هایش، مانع کوبیده شدن نوازدی بیست‌وسه روزه‌ روی زمین شود.

    نوزادها ظریف و حساس‌اند. کوچک‌ترین حرکت اشتباهی می‌تواند بهشان آسیب بزند، چه برسد به انفجاری مهیب، که موج حاصل از آن، تنِ سبک‌شان را پرت کند و… . دخترم که به دنیا آمد، بزرگ‌ترها مدام تذکر می‌دادند: «مبادا دست‌هایش را از مچ بگیری، مفصل‌های نوزاد آب است و ممکن است مچش در برود.» راست می‌گفتند، هروقت دست‌هایش را می‌گرفتم، یا او را محکم به آغوشم فشار می‌دادم، می‌توانستم نرمی و ظرافت بدنش را حس کنم. همیشه وقتی کسی می‌خواست بغلش کند، مراقب بودم تا مبادا دست دخترم را بد بگیرد یا محکم بغلش کند و آسیبی به او برسد.

    درخت نزدیک خانه هم، حتما مادر نوزاد را دیده وقتی که او را با محبت به آغوش می‌فشرده است‌. حتما دیده که او هم آن روز شاخه‌هایش را دراز و برای گرفتن نوزادی سه کیلویی آغوش باز کرده است.

    ماجرای نوزاد بیست و سه روزه، برخلاف تن نحیفش، یک پرونده‌ی انتقام قطور است. پرونده‌ای که سربازان وطن، انتقامش را گرفته و قاتلینش را هلاک خواهند کرد.

    راوی: نجمه حسنیه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *