سلمان علوی روانشناس بالینی در گفتگو با خبرنگار مهر در رابطه با تابآوری و نقش اخبار کذب رسانههای معاند در سلامت روان مردم جامعه توضیحاتی داد و گفت: در شرایط حساس کنونی و با توجه به تبعات روانی ناشی از جنگ، موضوع «تابآوری» به عنوان یک مفهوم بینرشتهای در حوزههای روانشناسی و جامعهشناسی اهمیت مضاعفی یافته است. در زمان بروز بحران، توانایی افراد در برخورد صحیح با پدیدههای ناگوار و مدیریت دردهای ناشی از مشکلات، کلیدیترین عامل حفظ ثبات روانی جامعه است.
تأثیرات خودآگاه و ناخودآگاه رسانهها بر روان شهروندان
وی ادامه داد: رسانهها در ابعاد گسترده خود، اعم از تلویزیون، رادیو، شبکههای ماهوارهای و فضای مجازی، ابزارهایی هستند که میتوانند اثرات عمیق و مستقیمی بر روان انسان بگذارند. شبکههای خبری و رسانههای معاند با استفاده از تکنیکهای خاص، به دنبال القای ناامنی هستند که این موضوع به صورت خودآگاه و ناخودآگاه بر سلامت روان افراد تأثیر میگذارد. این آسیبها بهویژه برای افرادی که حساسیت بالاتری دارند یا از نظر روانشناختی میزان تابآوری کمتری دارند، خطرناکتر است و آنها را در معرض آسیبهای جدی روحی قرار میدهد.
چالش بررسی مداوم اخبار و هیجانات شدید
علوی اظهار داشت: یکی از رفتارهای شایع در زمان جنگ و دوران آتشبس، بررسی مداوم اخبار و جابهجایی میان کانالهای خبری در فضای مجازی است. این اقدام که ناشی از حساسیت بالا و هیجانات شدید فردی است، میتواند اضطراب را تشدید کند. افرادی که به طور مداوم پیگیر شایعات و اخبار جنگ هستند، حتی در زمان آتشبس نیز دچار این پرسش میشوند که «آیا جنگ دوباره آغاز میشود یا خیر؟» و این بلاتکلیفی، روان آنها را مشوش و پر استرس نگاه میدارد.
پذیرش محدودیتها و تفکیک امور قابل کنترل
این روانشناس بالینی اظهار داشت: برای عبور از این شرایط، نخستین گام پذیرش این واقعیت است که بسیاری از وقایع کلان ملی و نظامی تحت اختیار و کنترل فردی نیستند. تفکر مداوم بر اموری که از دست فرد خارج است، تنها منجر به تخریب سلامت روان شخص و انتقال این تنش به اعضای خانواده، فرزندان و همکاران میشود. مدیریت ورودیهای ذهنی و بستن مسیرهای نفوذ اخبار مخرب، ضرورتی انکارناپذیر برای حفظ آرامش در محیط خانه و کار است.
حفظ روتین زندگی و اقدام بر علیه بیحسی
وی افزود: مهمترین توصیه برای مقابله با استرسهای ناشی از بحران، حفظ و تداوم روتینهای روتین زندگی است. با وجود محدودیتهای احتمالی در تردد یا خطرات محیطی، نباید اجازه داد فکر و ذکر فرد صرفاً معطوف به مسئله جنگ باقی بماند.
علوی اذعان کرد: برای تقویت تابآوری به راهکارهایی چون انجام کارهایی که پیش از بحران انجام میشد، نظیر مطالعه کتاب، تماشای فیلم یا برقراری تماسهای تلفنی خانوادگی، حضور در جمعهای خانوادگی و گفتگو درباره موضوعات غیربحرانی، در مواقعی که فرد احساس میکند «حوصله و حس» انجام هیچ کاری را ندارد، دقیقاً همان زمان، وقتِ انجام فعالیت است. اقدام به عمل در زمان بیحسی روانی، چرخه افکار منفی را میشکند و پرهیز از حضور در نقاط پرخطر و رعایت توصیههای ایمنی، همزمان با حفظ جریان عادی زندگی در محیطهای امن، میتوان اشاره کرد.
وی افزود: در نهایت، بازگشت به زندگی عادی و انجام فعالیتهای روتین، حتی به صورت ارادی و برنامهریزی شده، مؤثرترین شیوه برای مقابله با رفتارهای منفی و احساسات ناخوشایند ناشی از جنگ و اخبار رسانههاست.
پذیرش تفاوتهای فردی؛ کلید مدیریت استرس در خانواده
وی بر نقش محوری خانواده و تعاملات نزدیک در بازسازی سلامت روان پس از دوران جنگ تأکید میکنند. حفظ بهداشت روان در محیطهای جمعی و خانوادگی نیازمند شناخت دقیق سازوکارهای روانی و احترام به تفاوتهای شخصیتی افراد در مواجهه با بحران است.
این روانشناس بالینی توضیح داد: یکی از مفاهیم کلیدی در تعاملات اجتماعی، موضوع «سرایت هیجانی» است. همانگونه که اضطراب و افکار منفی به سرعت از فردی به فرد دیگر منتقل میشود، هیجانات مثبت نیز قدرت سرایتکنندگی بالایی دارند. توصیه میشود شهروندان در زمانهایی که احساسات منفی غلبه کرده است، آگاهانه در جمعهای خانوادگی و دوستانهای شرکت کنند که سطح انرژی و نشاط بالاتری دارند. بهرهگیری از انرژی مثبت این جلسات میتواند به عنوان پادتنی در برابر ویروس استرس و ناراحتی عمل کرده و حال عمومی افراد را بهبود بخشد.
لزوم استمرار روتینها حتی در صورت عدم تمایل ذهنی
وی متذکر شد: نکته حائز اهمیت در حفظ سلامت روان، تداوم فعالیتهای روزمره است؛ حتی در زمانی که فرد احساس میکند «حوصله» یا میل کافی برای انجام آنها را ندارد. انجام ارادی وظایف روتین و برنامههای همیشگی، مانع از تمرکز دائمی ذهن بر مسائل منفی شده و به مرور زمان به بازیابی بهداشت روانی کمک میکند.
علوی اضافه کرد: در محیط خانه، رفتار اعضای خانواده اعم از پدر، مادر و فرزندان در برابر فشارها و استرسهای ناشی از جنگ با یکدیگر متفاوت است. برای مدیریت بهینه فضای خانه در دوران آتشبس و پس از آن، توجه به نکاتی اعم از به رسمیت شناختن تفاوتها: باید پذیرفت که انسانها تیپهای شخصیتی متفاوتی دارند و هر فرد به شیوه خود با استرس مقابله میکند. پذیرش افراد با همان ویژگیهای شخصیتی، گام نخست در کاهش تنشهای داخلی است، احترام متقابل در بحران: احترام به نوع واکنشهای روانی یکدیگر و در کنار هم ماندن، از گسست عاطفی خانواده در روزهای سخت جلوگیری میکند و خلاقیت در فعالیتهای کمهزینه: کاهش استرس و افزایش تابآوری لزوماً نیازمند صرف هزینههای کلان یا خروج از منزل به مکانهای خاص نیست. خانوادهها میتوانند با فعالیتهای بسیار کوچک، ساده و کمهزینه در داخل محیط خانه، روتینهای نشاطآور ایجاد کرده و فضا را به سمت آرامش سوق دهند؛ بسیار ضروری است.
این روانشناس بالینی خاطر نشان کرد: حفظ سلامت روان در دوران پس از بحران، بیش از هر چیز به مدیریت آگاهانه رفتارها در کوچکترین واحد اجتماع یعنی خانواده بستگی دارد. با تکیه بر فعالیتهای جمعی ساده، پذیرش تفاوتهای رفتاری و استفاده از قدرت سرایت هیجانات مثبت، میتوان گامهای مؤثری در جهت کاهش استرس عمومی و تقویت تابآوری جامعه برداشت.















دیدگاهتان را بنویسید