یادداشت مهمان: سهیل زینالعابدینی پژوهشگر مسائل حقوقی: در جنگ رمضان، ماشین تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی تنها به دنبال اهداف نظامی نبود؛ آنها با هدف قرار دادن تاسیسات پتروشیمی، برق و پالایشگاهها، پرده از چهرهای دیگر از تروریسم برداشتند: «تروریسم زیرساختی». در حالی که حقوق بینالملل بشردوستانه مرزهای دقیقی میان میدان رزم و حیات غیرنظامیان ترسیم کرده است، حملات اخیر به شریانهای انرژی ایران، نه یک عملیات راهبردی، بلکه مصداق عریان جنایت جنگی است. دشمن با هدف قرار دادن برق، گاز و فرآوردههای نفتی، در واقع معیشت و آرامش ۹۰ میلیون ایرانی را به گروگان گرفته است.
۱. اصل تفکیک؛ اولین قربانی ماجراجوییهای دشمن
بنیادیترین قاعده در حقوق مخاصمات، «اصل تفکیک» است. طبق کنوانسیونهای ژنو و پروتکلهای الحاقی آن، نیروهای متخاصم موظفاند همواره میان اهداف نظامی و اموال غیرنظامی تمایز قائل شوند. حمله به پتروشیمیها، پالایشگاههای فجر و مبین، و زیرساختهای انرژی، به هیچ وجه با این اصل همخوانی ندارد. پتروشیمی شیراز یا تبریز، یا زیرساختهای برق، سلاح نیستند که علیه متجاوز استفاده شوند؛ اینها زیرساختهای حیاتی تامین نیازهای روزمره مردماند. وقتی دشمن عامدانه زیرساختهای تولیدی یک ملت را میزند، در حال جنگیدن با دولت نیست، بلکه در حال تحمیل قحطی و فلج اقتصادی به کل جامعه است.
۲. دوگانه هدف نظامی و هدف غیرنظامی؛ یک مغالطه حقوقی
دشمن سعی دارد با برچسب مصارف دوگانه، جنایات خود را توجیه کند. آنها ادعا میکنند که چون بخشی از انرژی تولیدی در صنایع نظامی استفاده میشود، پس پالایشگاهها هدف نظامی محسوب میشوند. این یک مغالطه حقوقی است. طبق حقوق بینالملل، هدف نظامی باید مشارکت موثر در عملیات نظامی داشته باشد. اگر قرار باشد هر زیرساختی که به اقتصاد ملی کمک میکند نظامی تلقی شود، یعنی کل شهرها و بیمارستانها و جادههای یک کشور هدف نظامی هستند! این تفسیر افراطی، عملا حقوق بشردوستانه را بیمعنا میکند و راه را برای کشتار جمعی باز میگذارد.
۳. جنایت علیه بشریت؛ وقتی امنیت غذایی و سلامت گروگان گرفته میشود*
حمله به پتروشیمیها، یعنی مختل شدن تولید پلیاتیلن، کودهای شیمیایی برای کشاورزی و مواد اولیه دارویی. وقتی امنیت غذایی و دارویی یک ملت به بهانه ضربه به حکومت هدف گرفته میشود، این اقدام از دایره مخاصمه مسلحانه خارج و به جنایت علیه بشریت نزدیک میشود. طبق اساسنامه رم، ایجاد عمدی شرایطی که منجر به رنج شدید غیرنظامیان شود، جنایت است. آنچه در این حملات دیده شد، نه جنگ ارتشها، که تروریسم زیرساختی برای شکستن تابآوری اجتماعی بود. دشمن نمیتوانست اراده مردم را در خیابانها بشکند، پس به سراغ زیرساختها رفت تا سفره مردم را ناامن کند.
۴. ضرورت پاسخ حقوقی؛ جهان باید پاسخگو باشد
این تجاوز تنها به پاسخ نظامی در میدان نیاز ندارد؛ بلکه به یک جبهه حقوقی نیازمند است. جمهوری اسلامی ایران طبق قواعد مسئولیت بینالمللی دولتها، حق دارد خسارات سنگین ناشی از حملات به زیرساختهای غیرنظامی را مطالبه کند. نهادهای حقوقی باید با مستندسازی دقیق، این حملات را نه به عنوان تنش نظامی، بلکه به عنوان جنایت عامدانه علیه معیشت مردم به دادگاههای بینالمللی و مراجع حقوق بشری معرفی کنند. سکوت در برابر این تروریسم، یعنی عادیسازی حمله به نیروگاهها و پالایشگاههای تمام کشورهای مستقل جهان.
در پایان لازم به ذکر است که حمله به مراکز انرژی ایران، جنگ نبود؛ «راهزنی بینالمللی» بود. دشمن با این کار، نه تنها قاعده تفکیک را شکست، بلکه ثابت کرد که برای رسیدن به اهدافش، هیچ خط قرمزی برای جان و مال مردم قائل نیست. امروز، ملت ایران با ایستادگی در برابر این تروریسم زیرساختی، در حال دفاع از حق زیستن شرافتمندانه است. جهان باید بداند که هر موشکی که به زیرساخت اقتصادی یک کشور شلیک میشود، ضربهای به نظم حقوقی جهان است؛ نظمی که متجاوزان تلاش دارند با آتش جایگزینش کنند. پاسخ ما به این قانونشکنان، در میدان عمل، قاطع و در دیوان حقوقی، مطالبهگرانه خواهد بود.





















دیدگاهتان را بنویسید