به گزارش خبرنگار مهر، در سالهای اخیر، ادبیات کودک و نوجوان بیش از گذشته تلاش کرده است تا علاوه بر روایت داستانی، کارکردهای آموزشی و مهارتی نیز برای مخاطبان خود فراهم کند. یکی از حوزههایی که کمتر در قالب داستان به آن پرداخته شده، فرآیند تولید کتاب و آشنایی با فضای چاپ و نشر است؛ موضوعی که همواره برای مخاطبان کمسنوسال با پرسشها و کنجکاویهای فراوان همراه بوده است. در همین راستا، کتاب «خودش هم نمیدانست چرا» با نگاهی داستانمحور، سعی دارد بخشی از این خلأ را جبران کرده و مخاطب نوجوان را با پشتصحنه تولید کتاب آشنا کند.
این اثر که به قلم محمود برآبادی نوشته شده و تصویرگری آن را سحر جوادی برعهده داشته، بهتازگی برای گروه سنی بالای ۱۲ سال در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است. نویسنده در این کتاب تلاش کرده است با بهرهگیری از یک روایت ساده اما پرکشش، فضایی واقعی از یک چاپخانه را پیش چشم مخاطب ترسیم کند؛ فضایی که در آن علاوه بر روایت داستانی، اطلاعاتی درباره مشاغل و اصطلاحات تخصصی حوزه چاپ نیز ارائه میشود.
داستان «خودش هم نمیدانست چرا» حول محور یک چاپخانه شکل میگیرد؛ محیطی که تنها دو کارگر در آن مشغول به فعالیت هستند. رضا، یکی از این کارگران، فردی چهارشانه و کوتاهقد با ظاهری خاص است که مسئولیت کار با دستگاه چاپ را برعهده دارد. در کنار او، منصور قرار دارد؛ نوجوانی که بهتازگی وارد این فضا شده و وظیفه حروفچینی را انجام میدهد. منصور برای تأمین هزینههای تحصیل خود، سه ماه از تابستان را در این چاپخانه کار میکند و همین حضور موقت، او را وارد ماجراهایی میکند که مسیر داستان را شکل میدهند.
در سوی دیگر روایت، شخصیت مشفق، صاحب چاپخانه، قرار دارد؛ فردی که رفتارهای سختگیرانه و گاه تند او، فضای کاری را برای کارکنان دشوار کرده است. نویسنده با ترسیم این شخصیت، تلاش کرده است بخشی از واقعیتهای محیطهای کاری را نیز به تصویر بکشد؛ جایی که روابط انسانی گاه تحت تأثیر فشارها و نابرابریها قرار میگیرد.
گره اصلی داستان زمانی شکل میگیرد که میان منصور و آقای مشفق بحثی در میگیرد؛ گفتوگویی که بهتدریج به تنش تبدیل شده و در نهایت به یک اتفاق غیرمنتظره منجر میشود. در پی این مشاجره، صاحب چاپخانه دچار حمله عصبی شده و از حال میرود. این نقطه از داستان، علاوه بر ایجاد تعلیق، بستری برای طرح یکی از مهمترین مفاهیم کتاب فراهم میکند.
در ادامه روایت، برخلاف آنچه ممکن است از فضای پرتنش پیشین انتظار برود، رفتار منصور و رضا مسیری متفاوت را نشان میدهد. با وجود اختلافها و فشارهایی که از سوی کارفرما متحمل شدهاند، این دو شخصیت تصمیم میگیرند مسئولیت انسانی خود را نادیده نگیرند و برای کمک به او اقدام کنند. تماس با اورژانس و تلاش برای رسیدگی به وضعیت مشفق، بخشی از این واکنش است که نویسنده از آن برای تأکید بر اهمیت همدلی و مسئولیتپذیری استفاده کرده است.
یکی از ویژگیهای قابل توجه این کتاب، تلفیق روایت داستانی با آموزش غیرمستقیم است. مخاطب در جریان داستان، بهتدریج با فضای چاپخانه، ابزارها، مشاغل و اصطلاحات تخصصی این حوزه آشنا میشود. این اطلاعات نه بهصورت مستقیم و آموزشی، بلکه در دل روایت و از طریق موقعیتهای داستانی ارائه میشوند؛ رویکردی که باعث میشود فرآیند یادگیری برای مخاطب جذابتر و ماندگارتر باشد.
از سوی دیگر، کتاب تلاش دارد تا مفاهیم اخلاقی و اجتماعی را نیز در بستر داستان مطرح کند. موضوعاتی مانند همدلی، کمک به دیگران، مسئولیتپذیری و مواجهه با چالشهای محیط کار، از جمله محورهایی هستند که در لایههای مختلف روایت دیده میشوند. این مفاهیم، بدون استفاده از لحن مستقیم و شعاری، در رفتار شخصیتها و روند داستان بازتاب پیدا کردهاند.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
منصور سلام کرد. مشفق جواب نداد. نگاهی به کارهای چیده شده انداخت و رفت سمت رضا که کنار ماشین ملخی ایستاده بود. یکی از کارتهای عروسی را برداشت و نگاه کرد و گفت: «اینکه صاف نیست چند بار بگم فرم را درست ببین. این چیه اینجا ریخته. بد نیست گاهی یک جارویی هم بزنی.» منصور گفت: «باشه آقا ولی من که پادو نیستم. حروفچینم.» مشفق که از جواب منصور یکه خورده بود، ناگهان رنگش کبود شد و لبهایش شروع کردند به لرزیدن. نگذاشت حرف منصور تمام شود و محکم خواباند بیخ گوشش.
کتاب «خودش هم نمیدانست چرا» نوشته محمود برآبادی در ۲۲صفحه و از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است.





























دیدگاهتان را بنویسید