در فضای معدنی جهان، ابزارهای متنوعی برای تأمین مالی پروژهها توسعه یافتهاند که هرکدام برای نوع خاصی از ریسک طراحی شدهاند.
به گزارش اقتصاد آنلاین، اسماعیل دلفراز «مدیرعامل و نائب رئیس هیئت مدیره گروه مالی کیمیا مس ایرانیان»: نرخ بهره در ایران دیگر یک متغیر اقتصادی نیست؛ به مانعی ساختاری تبدیل شده است. وقتی اوراق اخزا در اواخر سال ۱۴۰۴ با سود ۴۱ درصدی معامله میشود، عملاً پیامش این است: تأمین مالی برای پروژههای معدنی نیز گران خواهد بود. این نرخ بدون ریسک بالا، وقتی در تأخیر در زمان اجرای پروژهها همراه میشود، یک مکانیسم بحرانساز را شکل میدهد که هر پروژهای را در آستانه شکست قرار میدهد.
کودلکو؛ زنگ خطری برای شرکتهای ایرانی
برای درک عمق فاجعه، لازم نیست به آمارهای داخلی اکتفا کنیم. کافی است نگاهی به سرنوشت کودلکو، بزرگترین تولیدکننده مس جهان بیندازیم. این شرکت شیلیایی که از حمایت کامل دولتی برخوردار است، در جریان بازسازی معادن فرسوده خود، بیش از ۲۰ میلیارد دلار بدهی انباشته کرد. نتیجه؟ هزینه بدهیهایش در سال ۲۰۲۳ از سرمایهگذاریهای جدید سبقت گرفت. نه ورشکست شد و نه موفق؛ در منطقه خاکستری درماندگی مالی گرفتار آمد. این دقیقاً همان سرنوشتی است که در صورت اصرار بر مدلهای سنتی، شرکتهای معدنی ایران را تهدید میکند.
عبور از بنبست با تغییر نگاه
راه برونرفت از این وضعیت، نه در دریافت وامهای پرهزینه، که در تغییر فلسفه تأمین مالی است. بهجای اینکه کل ریسک را روی دوش ترازنامه شرکت بیندازیم، باید ریسک را به خودِ پروژه منتقل کنیم. ساختارهای تأمین مالی پروژهای این امکان را فراهم میکنند که بازپرداخت، تنها از جریان نقدیِ پروژه و پس از شروع بهرهبرداری انجام شود. این یعنی اگر پروژه با تأخیر مواجه شد، هزینهای به شرکت تحمیل نمیشود.
البته این به معنای کنار گذاشتن کامل بدهی نیست. شرکتهایی که از هرگونه اهرم مالی گریزانند، فرصتهای رشد را از دست میدهند. مسئله، انتخاب ابزارِ متناسب با ماهیت ریسکِ هر پروژه است. ابزاری که سررسیدش با افق بهرهبرداری هماهنگ باشد و ساختارش با جریان نقدیِ پروژه سازگار.
پنج راهکار عملی برای شرایط خاص ایران
در فضای معدنی جهان، ابزارهای متنوعی برای تأمین مالی پروژهها توسعه یافتهاند که هرکدام برای نوع خاصی از ریسک طراحی شدهاند. آنچه در ایران کمتر به آن توجه شده، انطباق این ابزارها با شرایط بومی است:
دیدگاهتان را بنویسید