شنبه / ۲۳ خرداد / ۱۴۰۵
×

یک کارشناس اقتصادی با تاکید بر اینکه «بازسازی در پساجنگ، فقط تأمین مالی نیست» گفت: نبود برنامه جامع بازسازی، کشور را با انبوهی از پروژه‌های پراکنده و اتلاف منابع مواجه خواهد کرد.

یک اقتصاددان: بازسازی در پساجنگ، فقط تأمین مالی نیست
  • کد نوشته: 104747
  • ۲۳ خرداد
  • 6 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • خبرگزاری مهر، گروه اقتصاد – علی فروزانفر؛ همزمان با طرح مباحث مربوط به بازسازی ظرفیت‌های اقتصادی آسیب‌دیده در جنگ، برخی کارشناسان و مدیران اجرایی معتقدند تا زمانی که شرایط جنگی به طور کامل پایان نیافته و احتمال بروز درگیری‌های جدید وجود دارد، ورود به موضوع برنامه‌ریزی برای بازسازی زودهنگام است. با این حال محمدرضا اکبری‌جور اقتصاددان و استاد دانشگاه دیدگاه متفاوتی دارد و معتقد است تأخیر در تدوین برنامه کلان بازسازی می‌تواند هزینه‌های اقتصادی کشور را در دوره پساجنگ به شکل قابل توجهی افزایش دهد.

    وی در ابتدای گفتگوی اختصاصی خود با خبرنگار مهر با اشاره به یادداشت پیشین خود با عنوان «عزم ملی برای بازگشت ظرفیت‌های تولیدی کشور» اظهار کرد: میان «برنامه‌ریزی برای بازسازی» و «اجرای عملیات بازسازی» تفاوتی بنیادین وجود دارد. اینکه هنوز احتمال تداوم درگیری‌ها وجود داشته باشد، به معنای تعویق فرآیند برنامه‌ریزی نیست. آنچه باید از هم تفکیک شود، مرحله مطالعات، طراحی و تدوین برنامه از یک سو و مرحله اجرای پروژه‌های بازسازی از سوی دیگر است.

    بازسازی از طراحی آغاز می‌شود، نه از پایان جنگ

    اکبری‌جور افزود: در بسیاری از کشورها و حتی در جریان جنگ‌های بزرگ تاریخ، عملیات اجرایی برخی پروژه‌های بازسازی متناسب با شرایط موجود و امکانات در دسترس، در زمان جنگ نیز دنبال شده است. اما مهم‌تر از عملیات اجرایی، آماده بودن نقشه راه بازسازی در زمان پایان بحران است.

    وی تصریح کرد: تدوین برنامه بازسازی یک فعالیت مطالعاتی و کارشناسی است که می‌تواند همزمان با تداوم شرایط جنگی انجام شود. این فرآیند نیازمند تشکیل تیم‌های تخصصی و بین‌رشته‌ای برای بررسی زنجیره‌های آسیب‌دیده اقتصادی است؛ تیم‌هایی که در آنها کارشناسان حوزه‌های اقتصادی، مالی، بانکی، ارزی، صنعتی، لجستیکی، امنیتی، زیرساختی و زیست‌محیطی حضور داشته باشند.

    به گفته این اقتصاددان، هدف اصلی این مطالعات آن است که کشور در نخستین روزهای پس از پایان شرایط جنگی، با یک برنامه مشخص، اولویت‌بندی‌شده و قابل اجرا وارد مرحله بازسازی شود.

    خطر تبدیل یک پروژه ملی به صدها پروژه پراکنده

    اکبری‌جور هشدار داد: اگر چنین برنامه‌ای از پیش تدوین نشود، دولت، وزارتخانه‌ها، بانک مرکزی و سایر نهادهای تصمیم‌گیر با حجم گسترده‌ای از درخواست‌های متنوع برای تأمین مالی، بازسازی و احیای فعالیت‌های اقتصادی مواجه خواهند شد.

    وی ادامه داد: در چنین شرایطی امکان بررسی جامع و هماهنگ مسائل از بین می‌رود و هر دستگاه بر اساس نیازهای فوری و مقطعی تصمیم‌گیری خواهد کرد. نتیجه این روند آن است که یک پروژه ملی و کلان بازسازی، به صدها پروژه کوچک و پراکنده تبدیل می‌شود؛ پروژه‌هایی که هر کدام به صورت جداگانه دنبال می‌شوند اما الزاماً در راستای اهداف کلان اقتصادی کشور قرار ندارند.

    این استاد دانشگاه تأکید کرد: تجربه نشان داده است که چنین رویکردی معمولاً به ناکارآمدی، دوباره‌کاری، تداخل پروژه‌ها، افزایش هزینه‌ها و اتلاف منابع مالی و انسانی منجر می‌شود.

    بازسازی فقط تأمین مالی نیست

    وی با اشاره به ضرورت نگاه فرابخشی در بازسازی اقتصادی گفت: بازسازی صرفاً به معنای تخصیص منابع مالی به بنگاه‌ها نیست. ممکن است یک واحد تولیدی برای بازگشت به چرخه تولید نیازمند تجهیزات جدید باشد، اما در کنار آن باید وضعیت زیرساخت‌های حمل‌ونقل، تأمین انرژی، دسترسی به ارز، شرایط واردات تجهیزات، شبکه لجستیک و حتی مسائل امنیتی نیز مورد توجه قرار گیرد.

    اکبری‌جور افزود: به همین دلیل بازسازی موفق نیازمند هماهنگی میان دولت، بانک مرکزی، وزارتخانه‌های اقتصادی، صنعتی و زیرساختی و همچنین بخش خصوصی است. بدون چنین هماهنگی‌ای، حتی تأمین منابع مالی نیز نمی‌تواند به احیای سریع ظرفیت‌های اقتصادی منجر شود.

    درس مهم برتون وودز برای بازسازی پساجنگ

    این اقتصاددان در ادامه با اشاره به تجربه‌های تاریخی جهان اظهار کرد: یکی از نمونه‌های مهم برنامه‌ریزی پیش‌دستانه برای دوران پساجنگ، کنفرانس برتون وودز است.

    وی توضیح داد: پایان رسمی جنگ جهانی دوم در ۱۴ اوت ۱۹۴۵ اعلام شد، اما کنفرانس برتون وودز که با هدف طراحی ساختار مالی جهان پس از جنگ و ایجاد سازوکارهای لازم برای بازسازی اقتصادی برگزار شد، در ژوئیه ۱۹۴۴ یعنی بیش از یک سال پیش از پایان جنگ تشکیل شده بود.

    اکبری‌جور گفت: نکته قابل توجه این است که در زمان برگزاری این کنفرانس، جنگ همچنان با شدت در اروپا جریان داشت و هنوز هیچ قطعیتی درباره زمان پایان آن وجود نداشت. با این حال سیاست‌گذاران و اقتصاددانان از همان زمان در حال طراحی چارچوب اقتصاد پساجنگ بودند

    وی افزود: اگرچه در نهایت ساختار شکل‌گرفته در برتون وودز بیش از هر چیز تحت تأثیر قدرت اقتصادی ایالات متحده قرار گرفت و دیدگاه‌های برخی اقتصاددانان از جمله جان مینارد کینز به طور کامل محقق نشد، اما اهمیت تاریخی این تجربه در زمان آغاز برنامه‌ریزی است، نه صرفاً نتایج آن.

    ضرورت آغاز فوری جلسات بازسازی

    این استاد دانشگاه در بخش پایانی اظهارات خود تأکید کرد: کشور نباید منتظر پایان کامل شرایط جنگی برای آغاز برنامه‌ریزی بماند. آنچه امروز اهمیت دارد، تعریف دقیق مسئله، شناسایی آسیب‌ها، اولویت‌بندی نیازها و تدوین نقشه راه بازسازی است.

    اکبری‌جور پیشنهاد کرد جلسات اولیه برای طراحی برنامه جامع بازسازی هرچه سریع‌تر در دولت، بانک مرکزی و سایر نهادهای مرتبط آغاز شود تا کشور در دوره پساجنگ با خلأ تصمیم‌گیری و آشفتگی مدیریتی مواجه نشود.

    وی خاطرنشان کرد: بازسازی موفق زمانی محقق خواهد شد که پیش از پایان بحران، تصویر روشنی از مسیر آینده اقتصاد کشور ترسیم شده باشد؛ در غیر این صورت، هزینه‌های بازسازی افزایش یافته و فرصت‌های ارزشمند برای احیای ظرفیت‌های تولیدی و زیرساختی از دست خواهد رفت.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *