یکشنبه / ۲۴ خرداد / ۱۴۰۵
×

شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی کشور در نامه‌ای خطاب به اعضای شورای عالی امنیت ملی، تاکید کرد: به مذاکره با فرعون بدعهد و متجاوز آمریکا آن هم زیر فشار تهدید بدبین هستیم.

صلح زیرِ چماق تهدید؟! هرگز
  • کد نوشته: 105716
  • ۲۴ خرداد
  • 14 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • به گزارش خبرگزاری مهر، شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی کشور در سومین نامه خود خطاب به رئیس و اعضای شورای عالی امنیت ملی، نکاتی را پیرامون مسئله مذاکره مطرح کرد.

    متن کامل این نامه به شرح زیر است:

    «وَلَن یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا»

    حضور محترم ریاست، دبیر و اعضای معزز شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

    با سلام و تحیات الهی؛

    احتراماً، با عنایت به شرایط حساس و تاریخی کنونی، این سومین مکاتبه رسمی شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی کشور با اعضای محترم شورای عالی امنیت ملی است.

    تمایز اساسی این مکاتبه با نامه پیشین، صبغه «علنی» بودن آن است. حال که نامه تفصیلی اما محرمانه این شورا حدود سه هفته گذشته به‌صورت رسمی و از طریق درگاه‌های مرتبط خدمت بزرگواران ارسال شد و نکات و شبهات موجود پیرامون مسائل اساسی کشور، به‌ویژه مسئله مذاکره، خدمتتان بیان گردید؛ امروز، با توجه به عدم دریافت پاسخ از سوی دبیر و با توجه به اخبار رسیده از تصمیمات حیاتی این شورا در ارتباط با مسئله مذاکره با قاتلان قائد شهید، بر آن شدیم تا نکاتی را برای اتمام حجت با بزرگواران و ثبت در تاریخ مطرح کنیم.

    در روزهایی که مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا با میانجیگری برخی کشورهای منطقه در جریان است و اخبار و تحلیل‌های مربوط به پیش‌نویس توافق در فضای عمومی و رسانه‌های داخلی و خارجی بازتاب یافته، در حالی که مردم ایران نامحرمان اصلی این میدان بوده‌اند، ذکر نکاتی پیرامون برخی شنیده‌های برآمده از جلسات متعدد با معاونان، مشاوران و دستیاران رئیس و اعضای تیم مذاکره، خالی از لطف نیست.

    به عنوان مقدمه نخست، باید به موقعیت زمانی این توافق توجه ویژه کرد. حال که دشمن متجاوز آمریکایی، که در میانه مذاکره اقدام به تجاوز و به شهادت رساندن پاره‌تن امت حضرت امام، شهید خامنه‌ای، و مردم مظلوم این سرزمین کرد و از همان ساعات اولیه آتش‌بس، علی‌رغم نگاه خوش‌بینان و غرب‌گرایان داخلی، مکرراً با تجاوز به خاک ایران اسلامی و نقض تعهدات در جبهه مقاومت، به‌ویژه در قبال مردم مظلوم و مقتدر لبنان، بار دیگر بر همگان ثابت کرد که بدعهدی جزء جدایی‌ناپذیر از پیکره نحس اوست؛ و حال که در همین روزهای گذشته نیز با روشن کردن رسمی آتش توپخانه، ندای «تسلیم شوید» سر داده و چماق تهدید را بالای سر کشور قرار داده است؛ مذاکره با چنین جانی بالفطره و بدعهدی برای رسیدن به عزت مردمِ به بعثت رسیده ایران اسلامی، مصداقی آشکار از مذاکره زیر شبح تهدید نیست؟! همان امری که حکیم شهید انقلاب مکرراً نسبت به آن نهی کرده‌اند.

    آقایان محترم؛

    مسئله اصلی نفی مطلق گفت‌وگو یا انکار ابزار دیپلماسی نیست؛ سخن بر سر منطق حاکم بر مذاکره، نسبت آن با میدان و حدود غیرقابل چشم‌پوشی آن است. سخن بر سر نفی هرگونه صلح تحمیلی غیرشرافتمندانه‌ای است که با چماق تهدید حاصل شود. سخن بر سر هر نوع رویکردی است که بخواهد تحت عنوان مذاکره، از اصول تثبیت‌شده نظام کوتاه بیاید و شروط روشن جمهوری اسلامی را به موضوع چانه‌زنی و بده‌بستان تبدیل کند. توقع امت مبعوث آن است که فرماندهان عرصه نه با آغوشی باز بلکه با مشت گره کرده خود اقتدار ایرانی را رنگ و بوی تازه بخشند!

    در چنین شرایطی، مذاکره تنها زمانی می‌تواند در خدمت منافع ملی باشد که ذیل چند اصل روشن تعریف شود:

    نخست، عدم عقب‌نشینی از اصول اعلامی رهبر معظم انقلاب؛

    دوم، حفظ دستاوردهای میدان و خون شهدای عزیز؛

    سوم، تبدیل قدرت انباشته ملت ایران و جبهه مقاومت به ابزار تحمیل اراده بر دشمن، نه تبدیل آن به موضوعی برای معامله؛

    چهارم، پرهیز از هرگونه شتاب‌زدگی، ابهام‌آفرینی یا ارسال پیام ضعف به طرف آمریکایی و صهیونیستی.

    در بیان مقدمه دوم؛ همان‌گونه که رهبر حکیم انقلاب، حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، در ابتدای نخستین پیام خود به ملت ایران، اهمیت مردم در نگاه قائد شهید را با

    موجزترین و رساترین عبارت بیان کردند:

    «از جمله هنرهای رهبر شهید و سلف کبیر ایشان، وارد کردن مردم در همه عرصه‌ها و بصیرت و آگاهی‌دادن مستمر به ایشان، و در مقام عمل تکیه بر نیروی آنان بود.»

    باید به مردمِ مبعوث ـ که بیش از صد شب با بصیرت، فعالانه در میدان حضور یافتند و تصویری اعجاب‌برانگیز خلق کردند ـ احترام گذاشت. مردم سالار جامعه‌اند؛ پس حق آنان است که اخبار و تحلیل‌های دقیق، درست و دست‌اول را از مراجع رسمی کشور بشنوند. نباید برخی تنگ‌نظری‌های برخاسته از عدم فهم نسبت به حقیقت مردمی که مبعوث شده‌اند ـ و به تصریح رهبر حکیم انقلاب، در دوره‌ای رهبری امت اسلامی بر دوش آنان قرار گرفت ـ موجب شود با تمسک به این پیش‌فرض غلط که مردم از پیچیدگی‌ها و اخبار پشت‌صحنه مطلع نیستند، مفهوم جمهوریت نظام اسلامی با دموکراسی غربی خلط شود و مردم نامحرم‌ترین عنصر موجود در کشور تلقی گردند!

    اما در خصوص نکات وارده بر شنیده‌های برآمده از جلسات متعدد و اخبار منتشر شده از رسانه‌های رسمی کشور:

    ⦁ مبنای مشروع و مورد تأیید مردم ایران، شروط ده‌گانه بیان‌شده در بیانیه آتش‌بس صادره از سوی شورای عالی امنیت ملی است که بنا بر صراحت متن موجود، مورد تأیید و تأکید مقام معظم رهبری مدظله‌العالی نیز قرار دارد. این شروط مشخصاً ذیل پنج پیش‌شرط اساسی، یعنی «پایان جنگ در همه جبهه‌ها به‌ویژه لبنان»، «رفع کامل تحریم‌های ضدایرانی»، «آزادسازی پول‌های بلوکه‌شده»، «پرداخت غرامت و جبران خسارات ناشی از جنگ» و «پذیرش حق حاکمیت ایران بر تنگه هرمز» قابل رهگیری است. شواهد موجود حکایت از آن دارد که زیاده‌خواهی برخاسته از تکبر فرعون آمریکایی نه‌تنها اجازه به نتیجه رسیدن این پیش‌شرط‌ها را نمی‌دهد، بلکه با طرح ادعاهای واهی، در پی آن است که نتایج نقد از طرف ایرانی دریافت کند و در مقابل وعده‌های نسیه عرضه نماید.

    تغییر در ادبیات «تعیین و تنبیه متجاوز و پرداخت غرامت» و تقلیل آن به «صندوق پرداخت خسارت»، آن هم در فرآیندی مبتنی بر نظم آمریکایی؛ تقلیل در ادبیات «رفع کامل تحریم‌های ضدایرانی» و تبدیل آن به «رفع تحریم‌های حوزه انرژی» با قیود و شروط خاص؛ و نیز تغییر در ادبیات «آزادسازی پول‌های بلوکه‌شده» و گره زدن آن به توافق نهایی، از جمله مواردی است که توافق موجود غیرقابل قبول می‌کند!

    ⦁ در مسئله مقاومت، دغدغه‌های مطرح‌شده توسط رهبر حکیم انقلاب در پیام‌های رسمی پیرامون جبهه مقاومت و لزوم حفظ و تقویت وحدت ساحات، حکایت از جدیت معظم‌له در حفظ اقتدار جبهه در تمامی شئون دارد. تصریح به اتمام جنگ در تمامی ساحات ـ از مقاومت لبنان تا عراق، یمن، باریکه غزه و کرانه باختری ـ به عنوان پیش‌شرطی بدون قید، نشان‌دهنده اهمیت غیرقابل چشم‌پوشی جبهه مقاومت در دیدگاه رهبر معظم انقلاب است.

    شواهد عینی نشان می‌دهد که رژیم صهیونیستی هیچ‌گونه قصدی برای عقب‌نشینی واقعی از مواضع اشغالگرانه خود در خاک لبنان ندارد. آتش‌بس واقعی باید همه‌جانبه، فراگیر و ضامن پایان اشغالگری در کل قلمرو لبنان باشد؛ نه آنکه با تغییر ادبیات، یکپارچگی سرزمینی لبنان مخدوش گردد و فقط بیروت به عنوان خط قرمز تجاوز معرفی گردد!

    از سوی دیگر، بزرگی فجایع این روزهای لبنان نباید ما را از تحولات در دیگر اجزای جبهه مقاومت غافل کند. آرمان فلسطین و به سرانجام رساندن پرونده مقاومت در باریکه غزه ـ که یکی از خطوط قرمز جبهه مقاومت است ـ نباید فراموش شود.

    آقایان محترم!

    امروز کیان انقلاب اسلامی گرهی مستحکم با اجزای پازل جبهه مقاومت خورده است و نباید خدای‌ناکرده با غفلتی تقلیل‌گرایانه و برخاسته از برخی تحلیل‌های غلط، دچار خطای محاسباتی در سطح مسئولان امر شویم.

    ⦁ تنگه هرمز امروز نه‌تنها یک آبراه ساده، بلکه نقطه کانونی در تعیین شیوه جدید تعاملات سیاسی، اقتصادی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران است. حفظ آن نکته‌ای کلیدی در نگارش تاریخ آینده جهان و تحقق مؤلفه‌های نظم نوین جهانی است.

    امروز تنگه هرمز نه فقط یک موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک خاص برای ایران اسلامی، بلکه «تنگه اُحد انقلاب اسلامی» است؛ غفلت از اُحد انقلاب اسلامی مقدمه شکست‌های غیرقابل جبران خواهد بود و حفظ آن امری حیاتی برای تحمیل اراده مردم ایران بر قلدران جهانی و تحقق ایران قوی و پیشرفته است.

    مبادا زمزمه‌های شیطانی برخی غرب‌گرایان سبب شود این دارایی راهبردی به کارتی قابل معامله تبدیل شده و به ثمن بخس فروخته شود. مطالبه ملت مبعوث ایران صراحتاً همان مطالبه رهبر حکیم انقلاب اسلامی است: مدیریت و کنترل تنگه هرمز باید بدون هیچ قید و شرطی در ذیل اراده مقتدرانه حاکمیت و مردم جمهوری اسلامی ایران باقی بماند.

    ⦁ در زمینه دانش راهبردی هسته‌ای، همان‌گونه که دشمن خون‌خوار نیز به خوبی بر آن واقف است، مسئله توسعه غیرصلح‌آمیز یا دستیابی به سلاح‌های کشتار جمعی نیست؛ بلکه مسئله اصلی «اراده مردم مستقلی» است که بدون اتکا به غرب به این سطح از پیشرفت علمی رسیده‌اند و وابسته به شرق و غرب نیستند.

    آزموده را آزمودن خطاست. تاریخ گواهی می‌دهد که هر زمان تدبیر غرب‌گرایان داخلی بر کوتاه آمدن از حقوق مسلم مردم ایران استوار شد، دشمن نه‌تنها از زیاده‌خواهی خود نکاست، بلکه با گستاخی بیشتری مطالبات گسترده‌تری را مطرح کرد.

    اینکه هنوز هم پس از سال‌ها تحمیل هزینه‌های گوناگون و شهادت رهبر شهید انقلاب، عده‌ای سخن از مذاکره بر سر حق مسلم هسته‌ای می‌زنند، تجویز خروج یا ترقیق اورانیوم‌های غنی‌شده را برای نشان دادن حسن نیت به متجاوزان آمریکایی مطرح می‌کنند و در قامت دستیاران و مشاوران تیم مذاکره‌کننده فعالیت دارند، اساساً قابل پذیرش نیست. خوش‌خیالی در برابر اصرار طرف آمریکایی برای خروج یا ترقیق اورانیوم‌های غنی‌شده در ازای دریافت تعهد نسیه برای تعلیق تحریم‌ها، کشور را در مهلکه‌ای سخت و طاقت‌فرسا قرار خواهد داد.

    امروز مطالبه ما همان مطالبه رهبر حکیم انقلاب است. تکرار طرح مسائل هسته‌ای در مذاکرات پایان جنگ و گنجاندن آن به عنوان بندی از توافق اولیه، خطایی فاحش و دارای عواقب بعدی خواهد بود.

    در پایان شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی کشور به نمایندگی از دفاتر بسیج دانشجویی در سراسر کشور بار دیگر موضع خود را در برابر مذاکرات صراحتاً بیان می‌دارد: به مذاکره با فرعون بدعهد و متجاوز آمریکا آن هم زیر فشار تهدید بدبینیم و در این بازه زمانی عزتمندانه و شرافتمندانه نمی دانیم؛ در عینِ طلب دعای خیر برای موفقیت فرماندهان عرصه دیپلماسی در احقاق حق مردم عزیز و مقتدر ایران اسلامی و مجاهدت برای تقویتِ «انسجامِ ملی»، ذره‌ای از صیانتِ اوامر و تأکیداتِ رهبر حکیم انقلاب مدظله العالی در عرصه‌ی مذاکرات چشم‌پوشی نخواهیم کرد و تنها توافقی را مشروع و مقبول می‌دانیم که مزیّن به رضایت و تأییدِ صریحِ شخصِ مقام معظم رهبری مدظله العالی باشد.

    بدنه جوان، مؤمن و انقلابی کشور خود را پشتیبان مسئولان خدوم و دلسوز جمهوری اسلامی می‌داند؛ اما این پشتیبانی را جدا از صراحت، مطالبه‌گری و تذکر برادرانه معنا نمی‌کند. ما بر خود فرض می‌دانیم که برداشت‌ها، نگرانی‌ها و هشدارهای خود را بی‌تعارف خدمت مسئولان خدوم نظام بیان کنیم؛ باشد که همه ما در مسیر تحقق اوامر رهبر حکیم انقلاب اسلامی، پاسداری از خون شهدا و حفظ عزت ملت ایران موفق و سربلند باشیم.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *