چند روزی است ماجرای یک وانت پیکاپ با ظاهری غیرمعمول، در فضای مجازی و در گفتوگوهای شهروندان تهرانی دستبهدست میشود؛ خودرویی با گرافیک پررنگ که یک کفش ورزشی سهبعدی به بزرگی یک انسان بالغ را روی سقف خود حمل میکند. آنچه این ماجرا را از یک صحنهی عجیبوغریب معمولی متمایز کرده، تکرار و گستردگی آن […]
چند روزی است ماجرای یک وانت پیکاپ با ظاهری غیرمعمول، در فضای مجازی و در گفتوگوهای شهروندان تهرانی دستبهدست میشود؛ خودرویی با گرافیک پررنگ که یک کفش ورزشی سهبعدی به بزرگی یک انسان بالغ را روی سقف خود حمل میکند. آنچه این ماجرا را از یک صحنهی عجیبوغریب معمولی متمایز کرده، تکرار و گستردگی آن است؛ بر اساس تصاویر و گزارشهایی که کاربران فضای مجازی طی سه روز گذشته منتشر کردهاند، این خودرو دستکم در چهار نقطهی کاملاً متفاوت شهر ظاهر شده، بیآنکه الگوی مشخصی از مسیر یا زمان حرکتش در دست باشد.
نخستین گزارشها از یکی از مجتمعهای تجاری پرتردد شهر رسید. طبق مشاهدات میدانی، این وانت در یکی از ساعات شلوغ روز درست مقابل ورودی مجموعه توقف کرد و در عرض چند دقیقه جمعیتی از عابران دور آن حلقه زدند؛ عدهای عکس یادگاری گرفتند، عدهای دیگر فقط ایستادند تا سر از ماجرا دربیاورند.

در نبود هرگونه توضیح رسمی، گمانهزنی کاربران فضای مجازی هم بهسرعت شکل گرفت. عدهای در نخستین واکنشها حدس زدند این صحنه بخشی از تیزر تبلیغاتی یک فیلم یا مجموعهی نمایشی تازه باشد؛ گروهی دیگر آن را به یک اجرای هنری خیابانی یا پروژهای دانشجویی نسبت دادند، و حتی گمانهای مطرح شد مبنی بر اینکه شاید یک برند بینالمللی، پیش از ورود رسمی به بازار ایران، دست به چنین حرکتی زده باشد. هیچکدام از این حدسها اما تأیید نشد.
ماجرا به همان روز و همان نقطه محدود نماند. ساعاتی بعد و با فرارسیدن شب، همین خودرو در مجاورت چند برج مسکونی در منطقه دریاچه چیتگر دیده شد؛ به گفتهی چند تن از ساکنان، حضور ناگهانی این خودرو با یک کفش غولپیکر روی سقفش، در ابتدا ابهام هایی هم بههمراه داشت، تا وقتی که از نزدیکتر متوجه ماهیت واقعی صحنه شدند.
روز بعد، ردی تازه از این خودرو اینبار در میان ترافیک سنگین یکی از مسیرهای پرتردد شهر ثبت شد؛ نه در توقف، بلکه در حال حرکت، در میان صف طولانی خودروهایی که بهناچار سرعت خود را برای نگاهی دوباره به این صحنهی غیرمعمول کم میکردند.

آخرین و شاید دیدهشدهترین حضور این خودرو، به یکی از غروبهای اخیر و به مجموعهی تفریحی باملند در کنار دریاچهی چیتگر بازمیگردد؛ مکانی که معمولاً میزبان خانوادهها و جوانانی است که برای گذراندن اوقات فراغت به آنجا میروند. توقف این خودرو درست در ورودی اصلی مجموعه و همزمان با غروب آفتاب — در حالی که نور گرم و نارنجی آسمان روی بدنهی پرکنتراست آن افتاده بود — بهسرعت آن را به یکی از پرعکسترین صحنههای مجموعه در آن عصر تبدیل کرد.
طی همین سه روز، بازتاب تصاویر و ویدیوهای مرتبط با این خودرو در گروههای محلی و صفحات محبوب اینستاگرامی چنان گسترده بوده که برخی از همین صفحات از مخاطبان خود خواستهاند در صورت مشاهدهی دوبارهی این وانت، زمان و مکان دقیق آن را اطلاع دهند؛ گویی ماجرا به یک رصد جمعی خودجوش تبدیل شده است.
آنچه در تمام این مشاهدات مشترک بوده، یک جزئیات کوچک اما تعیینکننده روی بدنهی خودرو است: یک کیوآر کد در ابعادی نسبتاً بزرگ، و کنار آن یک جملهی کوتاه — «کفش هدیه، فقط با ۱ خرید». به گفتهی برخی از کسانی که کنجکاویشان اجازهی عبور ساده از کنار این صحنه را نداده و کد را اسکن کردهاند، این نشانه در نهایت به یک برند داخلی به نام «پاما» بازمیگردد؛ برندی که ظاهراً برای معرفی یک طرح هدیه، دست به این حرکت خیابانی جذاب زده است.
با این حال، آنچه هنوز برای بسیاری روشن نیست، الگوی دقیق مسیر این خودروست؛ اینکه چه زمانی و در کدام نقطهی بعدی شهر سروکلهاش پیدا خواهد شد. تا لحظهی تنظیم این گزارش، همچنان در صفحات و گروههای محلی، پرسشی تکراری در حال چرخش است: «کسی خبر دارد الان کجاست؟»
دیدگاهتان را بنویسید