سه شنبه / ۲۲ اردیبهشت / ۱۴۰۵
×

خرم‌آباد- موشک‌ها از آسمان بر یک خانه فرود آمد تا قصه‌ای کربلایی را رقم بزند؛ قصه پنج شهید که کوچک‌ترینشان «محمدجواد» بود؛ کودکی که هنوز بازیگوشی‌هایش در کوچه‌های روستا تمام نشده بود.

روضه «محمد جواد» ۲ ساله؛ لبخند کودکانه‌ای که بمباران شد!
  • کد نوشته: 87453
  • ۲۲ اردیبهشت
  • 7 بازدید
  • بدون دیدگاه

  • دریافت
    ۲۰ MB

    خبرگزاری مهر- گروه استان‌ها: حوالی ساعت سه بامداد بود؛ وقتی خانه «شکرعلی بازگیر» در روستای «انگز» خرم‌آباد زیر آتش موشک‌های آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی خاکستر شد.

    محمدجواد تنها دو سالش بود؛ تصویری که از او به جا مانده، یک کودک معمولی لرستانی با چشمانی است پر از حرف نزده … همان لبخندی که حالا برای همیشه در خاطر مانده، تبدیل شده به فریادی علیه آن کسانی که جنایت‌هایشان جهان را پُر کرده است.

    در روستای انگز دیگر خبری از خانه «محمد جواد» نیست؛ فقط یک بازمانده مانده؛ «شکرعلی بازگیر» که سنگینی این مصیبت را به دوش می‌کشد.

    اینجا صحنه‌ای شبیه کربلا رقم خورده؛ اما شاید دردناک‌تر از همه، شهادت یک جنین چندماهه در شکم مادر باردار این خانواده بود.

    اهالی روستای انگز اما غریبه با شهادت نیستند. گلزار کوچک این روستا سال‌هاست که پذیرای شهداست؛ از شهید سلطانمراد دریکوند که چهل سال پیش اولین شهید این روستا بود تا امروز که یک خانواده کامل در کنار هم آرام گرفتند.

    جواد هیچ وقت اسلحه به دست نگرفت. جواد هیچ وقت سرباز نبود. جواد فقط یک کودک بود؛ در خانه خودش، در روستای خودش، در کشور خودش.

    این روزها مردم روستا هر روز به سمت همان قطعه زمین کوچک می‌روند. جایی که حالا جواد کنار مادر و دیگر اعضای خانواده‌اش آرمیده است.

    جواد رفت. اما روایتش در گوش روستا ماند؛ روایت کودکی که در سحرگاه ماه رمضان پرواز کرد.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *