سه شنبه / ۵ خرداد / ۱۴۰۵
×

همکاری‌های اخیر میان اندوریل، اوپن‌ای‌آی، متا، مایکروسافت، پالانتیر، آنتروپیک، اسپیس‌ایکس و پنتاگون نشان می‌دهد که مرز تاریخی میان صنعت فناوری و صنعت دفاعی آمریکا وارد مرحله‌ای تازه شده است.

«سیلیکون‌ولی» تامین‌کننده تسلیحات آمریکا؛ استارلینک در خدمت ارتش
  • کد نوشته: 95571
  • ۵ خرداد
  • 4 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • به گزارش خبرنگار مهر، جنگ آینده در کارخانه‌های تسلیحاتی کلاسیک آغاز نمی‌شود و نقطه آغاز آن در مراکز داده، مدل‌های زبانی، ماهواره‌های مدار پایین، عینک‌های واقعیت افزوده و سامانه‌هایی قرار گرفته است که میان حسگر، انسان و سلاح پیوند زنده برقرار می‌کنند. مجموعه همکاری‌های اخیر میان اندوریل، اوپن‌ای‌آی، متا، مایکروسافت، پالانتیر، آنتروپیک، اسپیس‌ایکس و پنتاگون نشان می‌دهد که مرز تاریخی میان صنعت فناوری و صنعت دفاعی آمریکا وارد مرحله‌ای تازه شده است. شرکت فناوری دیگر فقط تأمین‌کننده ابزار کمکی برای ارتش نیست. این شرکت‌ها اکنون در حلقه ادراک، تحلیل، فرمان، هدف‌یابی و اقدام نظامی قرار گرفته‌اند.

    اهمیت این روند در تغییر معنای «تجهیزات نظامی» نهفته است. در منطق جدید، تجهیز نظامی فقط تانک، موشک یا جنگنده نیست. هر فناوری که بتواند فاصله میان کشف تهدید تا تصمیم عملیاتی را کاهش دهد، داده‌های پراکنده را به تصویر واحد میدان نبرد تبدیل کند یا ارتباط مستقیم میان حسگر و تیرانداز برقرار سازد، بخشی از معماری جنگ محسوب می‌شود. از همین منظر، مدل زبانی، رایانش ابری، عینک واقعیت افزوده، نرم‌افزار تحلیل تصویر و پهپاد خودمختار در یک اکوسیستم واحد قرار می‌گیرند که می‌توان آن را «معماری محاسباتی رزمی» نامید. خبرنگار مهر در این نوشتار کوتاه به مرور برخی از موارد همکاری میان شرکت‌های فناوری و ارتش آمریکا می‌پردازد.

    پنتاگون و گذار به نیروی رزمی مبتنی بر هوش مصنوعی

    بیانیه رسمی اخیر پنتاگون درباره همکاری با شرکت‌های اسپیس‌ایکس، اوپن‌ای‌آی، گوگل، انویدیا، مایکروسافت، آمازون وب سرویسز و اوراکل، چکیده این تحول است. هدف اعلامی از این توافق، استقرار قابلیت‌های هوش مصنوعی روی شبکه‌های طبقه‌بندی‌شده و حفظ برتری تصمیم در همه حوزه‌های جنگ است. به باور کارشناسان، این رویکرد بیانگر آن است که ارتش آمریکا در حال طراحی محیطی است که در آن مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی به شبکه‌های حساس عملیاتی و اطلاعاتی متصل شوند.

    همچنین پلتفرم «GenAI.mil» نیز به عنوان سکوی رسمی هوش مصنوعی وزارت دفاع معرفی شده و طبق گزارش رسمی، بیش از ۱.۳ میلیون نفر از کارکنان و پیمانکاران پنتاگون از آن استفاده کرده‌اند. ثبت ده‌ها میلیون پرامپت و استقرار صدها هزار عامل هوش مصنوعی طی چند ماه، نشان می‌دهد که هوش مصنوعی مولد از مرحله آزمایش محدود عبور کرده و وارد جریان عادی کار در دستگاه دفاعی آمریکا شده است.

    پنتاگون همزمان بر جلوگیری از وابستگی کامل به یک ارائه‌دهنده خاص تأکید می‌کند. همین نکته یکی از تنش‌های اصلی این تحول را آشکار می‌سازد. ارتش آمریکا برای حفظ برتری تصمیم به شرکت‌های فناوری وابسته‌تر می‌شود، اما همان وابستگی می‌تواند به مسئله حاکمیت عملیاتی، کنترل داده و امنیت زنجیره تأمین تبدیل شود.

    اندوریل، اوپن‌ای‌آی و ورود مدل‌های زبانی به میدان نبرد

    همکاری اندوریل و اوپن‌ای‌آی یکی از روشن‌ترین نمونه‌های ورود مدل‌های بنیادین به مأموریت‌های نظامی ارتش آمریکا است. در این همکاری، مدل‌های پیشرفته اوپن‌ای‌آی با سامانه‌های دفاعی اندوریل و پلتفرم «Lattice» ترکیب می‌شوند تا توان سامانه‌های مقابله با پهپاد افزایش یابد. هدف از این همکاری، کمک به تشخیص، ارزیابی و پاسخ سریع‌تر به تهدیدات هوایی است.

    اندوریل از ابتدا با هدف بازطراحی صنعت دفاعی آمریکا بر پایه نرم‌افزار، هوش مصنوعی و حسگرهای شبکه‌شده شکل گرفت. بر همین اساس، پلتفرم «Lattice» هزاران جریان داده را به تصویر واحد میدان نبرد تبدیل می‌کند. اتصال این پلتفرم به مدل‌های اوپن‌ای‌آی به معنای ورود مدل زبانی به محیطی است که داده‌های حساس باید سریع ترکیب شوند، بار شناختی اپراتور کاهش یابد و آگاهی موقعیتی در برابر تهدیدهای هوایی افزایش پیدا کند.

    در این معماری، هوش مصنوعی فقط متن تولید نمی‌کند. مدل باید داده را خلاصه کند، الگو را تشخیص دهد و تصمیم انسانی را در محیطی با فشار زمانی بالا پشتیبانی کند. همین نقطه، مرز میان ابزار تحلیلی و جزء عملیاتی سامانه دفاعی را باریک می‌کند.

    افزایش توان سربازان و هم‌پوشانی انسان و ماشین

    بر همین مبنا، پروژه عینک‌های واقعیت افزوده نظامی، چهره انسانی‌تر همین تحول محسوب می‌شود. همکاری اندوریل و متا در برنامه «Soldier Borne Mission Command» ارتش آمریکا، سربازان را به گره زنده یک شبکه رزمی تبدیل می‌کند. در این طرح، عینک یا کلاهخود هوشمند می‌تواند نقشه، موقعیت پهپادها، تشخیص هدف توسط هوش مصنوعی و سایر داده‌های عملیاتی را روی میدان دید رزمنده نمایش دهد. سرباز نیز می‌تواند با زبان طبیعی دستور تخلیه مجروح، طراحی مسیر یا هدایت پهپاد شناسایی را صادر نماید.

    عبارت کلیدی مدیر پروژه اندوریل درباره «بهینه‌سازی انسان به عنوان سامانه تسلیحاتی» چکیده فلسفه این نسل از تجهیزات فناورانه است. بر اساس ادعای مطرح شده، در این الگو، انسان حذف نمی‌شود، بلکه درون یک پوسته محاسباتی قرار می‌گیرد. چشم او با حسگرها، زبان او با مدل زبانی و تصمیم او با نرم‌افزار فرماندهی پیوند می‌خورد. هدف نهایی آن است که سرباز و پهپاد تصمیم را در یک حلقه مشترک بسازند.

    پالانتیر و تبدیل داده به هدف

    در یک مورد جالب توجه دیگر، همکاری پالانتیر، آنتروپیک و آمازون وب سرویسز نمونه دیگری از انتقال شرکت‌های فناوری به قلب عملیات اطلاعاتی و دفاعی است. بر همین اساس، مدل‌های کلاد در محیط آمازون و درون پلتفرم «AIP» پالانتیر برای نهادهای اطلاعاتی و دفاعی آمریکا قابل استفاده شده‌اند. متخصصان معتقدند که این همکاری می‌تواند پردازش داده‌های حجیم، استخراج الگوها، مرور اسناد و تصمیم‌گیری در شرایط زمان‌حساس را پشتیبانی کند.

    پالانتیر همزمان قرارداد ۴۸۰ میلیون دلاری «Maven Smart System» را نیز از وزارت دفاع آمریکا دریافت کرده است. سامانه «Maven» داده‌های ورودی از منابع گوناگون را دریافت می‌کند تا اهداف و نقاط مورد علاقه نظامی را شناسایی و کار تحلیلگران اطلاعاتی را تسریع کند. اهمیت این سامانه در «فشرده‌سازی زمان هدف‌گیری» است. ارتش آمریکا می‌خواهد فاصله میان جمع‌آوری داده، کشف هدف و اقدام نظامی را کاهش دهد.

    توسعه‌دهندگان مدعی هستند که در چنین محیطی، انسان همچنان تصمیم‌گیرنده رسمی باقی می‌ماند اما افق تصمیم او توسط معماری نرم‌افزاری شکل می‌گیرد. هرچه سامانه سریع‌تر هدف را برجسته کند و گزینه‌های اقدام را اولویت‌بندی نماید، فشار اعتماد به ماشین افزایش می‌یابد. به همین دلیل، بحث درباره «Maven» فقط بحث فناوری نیست، بلکه بحث درباره آینده مسئولیت، اختیار و زنجیره پاسخ‌گویی در جنگ الگوریتمی است.

    اسپیس‌ایکس و معماری فضایی جنگ آینده

    علاوه بر موارد ذکر شده، نقش اسپیس‌ایکس در برنامه‌های نظامی آمریکا، بعد فضایی این اکوسیستم را آشکار می‌کند. گزارش‌ها نشان می‌دهد که پنتاگون به دنبال استفاده از نسخه‌های نظامی استارلینک و استارشیلد برای ایجاد شبکه‌های ماهواره‌ای کم‌تأخیر جهت انتقال داده نظامی و پشتیبانی از سامانه‌های دفاع موشکی است.

    بر همین اساس، در معماری فضایی جدید، داده باید با کمترین تأخیر ممکن به یگان، سامانه پدافندی یا سلاح منتقل شود. همین مسئله، ماهواره را از یک ابزار شناسایی صرف به بخشی از زنجیره اقدام نظامی تبدیل می‌کند. همزمان، وابستگی به اسپیس‌ایکس نیز نگرانی‌هایی درباره تمرکز قدرت، کنترل عملیاتی و امنیت زیرساخت ایجاد کرده است.

    پروژه «Shield AI» و خودمختاری در میدان نبرد

    نمونه «Shield AI» نشان می‌دهد که خدمات نظامی شرکت‌های فناوری فقط در لایه نرم‌افزار باقی نمانده‌اند. این شرکت، پهپادهای «V BAT» و نرم‌افزار خودمختاری «Hivemind» را توسعه داده و به ارتش هند عرضه کرده است. پلتفرم «Hivemind» به سامانه‌های دفاعی امکان می‌دهد محیط را حس کنند، تصمیم بگیرند و مأموریت را بدون مداخله مستقیم انسانی ادامه دهند.

    علاوه بر این، پهپاد «V BAT» برای میدان جنگ الکترونیک طراحی شده و می‌تواند مأموریت‌های شناسایی، مراقبت و هدف‌یابی را در محیط‌های دشوار انجام دهد. اهمیت اصلی این پروژه در مفهوم «خودمختاری» است. پهپاد در این سناریو فقط حامل دوربین نیست و به موجودیتی مبتنی بر نرم‌افزار تبدیل می‌شود که می‌تواند در شرایط اختلال ارتباطی یا محدودیت کنترل مستقیم انسانی نیز به مأموریت ادامه دهد.

    در کنار هم قرار دادن این نمونه‌ها یک الگوی مشترک را آشکار می‌کند. بر همین اساس، اندوریل با «Lattice»، اوپن‌ای‌آی با مدل‌های بنیادین، متا با واقعیت افزوده، مایکروسافت با زیرساخت ابری اژور، پالانتیر با سامانه «Maven»، اسپیس‌ایکس با استارشیلد و «Shield AI» با نرم‌افزار Hivemind هر کدام بخشی از یک معماری واحد را می‌سازند که از حسگر تا فهم، از فهم تا تصمیم و از تصمیم تا اقدام امتداد پیدا می‌کند.

    ویژگی اصلی این اکوسیستم، نرم‌افزاری شدن قدرت نظامی است. کارشناسان معتقدند که برتری آینده فقط در انباشت سلاح خلاصه نمی‌شود و در سرعت ادراک، شتاب تصمیم، اتصال شبکه‌ها و توان پردازش داده شکل می‌گیرد. شرکت‌های فناوری دقیقاً در همین نقاط اتصال مستقر شده‌اند. آن‌ها الزاماً همه سلاح را نمی‌سازند، اما «هوش»، «رابط»، «شبکه» و «شتاب تصمیم» را عملیات نظامی تأمین می‌کنند.

    در نهایت، به نظر می‌رسد که نتیجه این روند، ظهور نسلی از جنگ است که میدان نبرد آن پیش از شلیک، درون شبکه‌های داده، مدل‌های هوش مصنوعی و سامانه‌های نرم‌افزاری ساخته می‌شود.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *