چهارشنبه / ۱۸ شهریور / ۱۴۰۵
×

عدد 7 میلیون برای شاخص به خودی خود نشانه حباب نیست؛ و فاصله قیمت‌ها از سودآوری است که حباب را تعریف می‌کند.

یادداشت | بورس 7 میلیونی؛ حباب یا بازتاب واقعیت‌های جدید اقتصاد؟
  • کد نوشته: 122472
  • 9 سپتامبر
  • 6 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • اقتصادی

    به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، عبور شاخص کل بورس تهران از مرز 7 میلیون واحد که در معاملات دیروز بازار سهام(سه‌شنبه) رقم خورد، نشانه تغییر مقیاس بازار سرمایه است؛ بازاری که در سال‌های گذشته چندین بار سقف‌های اسمی جدیدی را تجربه کرده و اکنون در شرایطی قرار گرفته که فاصله میان قیمت‌های فعلی و ارزش بنیادی شرکت‌ها بیش از گذشته مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار گرفته است.

    در این خصوص باید اشاره کرد شاخص کل یک متغیر اسمی است و افزایش آن در اقتصادی که با تورم بالا، رشد نرخ ارز و افزایش ارزش ریالی دارایی‌ها مواجه است، الزاما به معنای گران شدن سهام نیست. از این رو، برای تشخیص حباب باید قیمت سهام را در کنار سودآوری شرکت‌ها، ارزش جایگزینی دارایی‌ها، نرخ ارز، نرخ بهره و نسبت‌های ارزش‌گذاری قرار داد.

    ضمن این که مسیر تاریخی شاخص بورس نیز این نکته را به خوبی نشان می‌دهد؛ جایی که شاخص کل در اردیبهشت 1399 برای نخستین بار از یک میلیون واحد عبور کرد و در مرداد همان سال به دو میلیون واحد رسید. پس از آن، عبور از مرز 3 میلیون واحد در فروردین 1404، 4 میلیون واحد در دی همان سال، 5 میلیون واحد در خرداد 1405 و 6 میلیون واحد در مرداد امسال رقم خورد. اکنون تنها 17 روز پس از ورود شاخص به کانال 6 میلیون واحد، مرز 7 میلیون واحد نیز پشت سر گذاشته شده است.

    این سرعت، البته یک علامت هشدار نیز محسوب می‌شود؛ چرا که رشد سریع قیمت‌ها معمولا انتظارات سرمایه‌گذاران را افزایش می‌دهد و در صورت فاصله گرفتن قیمت از سودآوری واقعی شرکت‌ها، احتمال شکل‌گیری حباب افزایش خواهد یافت. اما شواهد موجود در بازار سهام نشان می‌دهد تمام رشد اخیر را نمی‌توان به هیجان نسبت داد.

    بر این اساس، یکی از مهم‌ترین متغیرهای پشتیبان تداوم روند صعودی بورس، نرخ ارز است؛ چرا که افزایش نرخ دلار باعث شده ارزش ریالی درآمد شرکت‌های صادرات‌محور افزایش پیدا کند. همچنین شرکت‌های فلزی، معدنی، پتروشیمی و برخی صنایع دیگر نیز به طور مستقیم یا غیرمستقیم از این تغییر منتفع می‌شوند. در چنین شرایطی، افزایش قیمت سهام تا زمانی که با رشد سودآوری همراه باشد، الزاما حبابی نیست.

    از سوی دیگر، قیمت‌های جهانی کالاها نیز در این معادله نقش مهمی دارند. به عنوان مثال فلز مس در محدوده 14 هزار و 600 دلار در هر تن قرار گرفته و آلومینیوم و روی نیز در سطوح بالایی معامله می‌شوند. بدین جهت برای بورس تهران که بخش قابل‌توجهی از ارزش بازار آن در اختیار شرکت‌های کامودیتی‌محور است، چنین شرایطی می‌تواند پشتوانه مناسبی برای درآمد و سودآوری شرکت‌ها ایجاد کند.

    از طرف دیگر، وضعیت نرخ بهره هم در این میان اهمیت تعیین‌کننده‌ای دارد؛ و زمانی که بازدهی واقعی ابزارهای بدون ریسک پایین باشد، سهام می‌تواند جذابیت بیشتری برای سرمایه‌گذاران پیدا کند. بویژه این که در اقتصاد تورمی، سرمایه‌گذار به‌طور طبیعی به دنبال دارایی‌هایی است که بتوانند خود را با افزایش سطح عمومی قیمت‌ها تطبیق دهند. بنابراین سهام شرکت‌هایی که دارایی، فروش و سودآوری آنها قابلیت رشد متناسب با تورم و نرخ ارز دارد، در چنین محیطی مورد توجه قرار می‌گیرند.

    از نگاهی دیگر آمار معاملات در تالار شیشه‌ای نیز فعلا نشانه‌ای از عقب‌نشینی تقاضا نشان نمی‌دهد؛ جایی که در معاملات دیورز(سه‌شنبه)، ارزش معاملات خرد سهام به حدود 45 هزار میلیارد تومان رسید و بیش از 4 هزار میلیارد تومان پول حقیقی وارد بازار سهام شد. همزمان، شاخص هم‌وزن نیز حدود 1.8 درصد افزایش یافت. این ترکیب از آن جهت اهمیت ویژه‌ای دارد که اگر تنها چند سهم بزرگ باعث رشد شاخص می‌شدند، می‌توانستیم نسبت به کیفیت روند صعودی با احتیاط بیشتری نگاه کنیم؛ اما رشد هم‌زمان شاخص هم‌وزن نشان می‌دهد دامنه تقاضا گسترده‌تر شده است.

    با این حال، ورود پول حقیقی به تنهایی تضمین‌کننده ادامه روند صعودی بورس نیست؛ و جریان نقدینگی می‌تواند در صورت تغییر انتظارات، به همان سرعتی که وارد بازار سهام شده، از آن خارج شود. به همین دلیل، حفظ ارزش معاملات و تداوم ورود منابع حقیقی در روزهای آینده اهمیت بیشتری از یک رکورد روزانه خواهد داشت.

    علاوه بر این برآورد محدوده‌های بالاتر برای شاخص نیز باید با احتیاط انجام شود؛ چرا که در صورت تداوم نرخ ارز در سطوح بالا، ثبات نسبی قیمت‌های جهانی، بهبود گزارش‌های مالی شرکت‌ها و عدم افزایش شدید نرخ بهره، محدوده 7 میلیون و 500 هزار واحد می‌تواند یکی از ایستگاه‌های مهم بعدی بازار باشد. در سناریوی مساعدتر، اگر نسبت‌های ارزش‌گذاری در محدوده قابل قبول باقی بمانند و رشد سود شرکت‌ها ادامه پیدا کند، سطوح بالاتر نیز دور از دسترس نخواهد بود.

    در مقابل، افزایش ریسک سیاسی، تشدید تنش‌های منطقه‌ای، تغییر ناگهانی سیاست‌های پولی یا افزایش قابل توجه نرخ بهره می‌تواند معادله را تغییر دهد. در چنین شرایطی، حتی سهام ارزنده نیز ممکن است در کوتاه‌مدت تحت فشار فروش قرار گیرند.

    در مجموع کارشناسان معتقدند عدد 7 میلیون برای شاخص کل بورس به خودی خود نشانه حباب نیست؛ و این فاصله قیمت‌ها از سودآوری و ارزش بنیادی است که حباب را تعریف می‌کند. این در شرایطی است که بازار سهام اکنون در نقطه‌ای قرار گرفته که ادامه رشد آن بیش از گذشته به کیفیت سود شرکت‌ها، جریان نقدینگی و متغیرهای کلان اقتصادی وابسته است.

    از این رو، بورس می‌تواند همچنان یکی از گزینه‌های جذاب سرمایه‌گذاری باشد، اما دوره‌ای که صرفا خرید هر سهمی با امید رشد شاخص کافی بود، به نظر می‌رسد رو به پایان است؛ و از اینجا به بعد، انتخاب سهم، توجه به نسبت‌های ارزش‌گذاری، کیفیت سود، میزان وابستگی شرکت به نرخ ارز و توانایی آن در ایجاد جریان نقدی، اهمیت بسیار بیشتری خواهد داشت. در واقع، آزمون واقعی بورس 7 میلیونی نه عبور از این کانال، بلکه توانایی بازار سهام برای ماندن در این ارتفاع بدون فاصله گرفتن از واقعیت‌های بنیادی اقتصاد است.

    مهدی حاجی‌وند، کارشناس بازار سرمایه

    انتهای پیام/

     
     

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *