به گزارش خبرنگار مهر؛ در دهههای گذشته، جهانیسازی فناوری این تصور را تقویت کرده بود که دسترسی به زیرساختهای دیجیتال جهانی، صرفنظر از منشأ جغرافیایی آنها، برای تضمین رشد اقتصادی و نوآوری کافی هستند. اکنون در بروکسل برداشت متفاوتی در حال شکلگیری است. سیاستگذاران اروپایی به این جمعبندی رسیدهاند که وابستگی عمیق به فناوریهای خارجی، بهویژه در حوزههای رایانش ابری، هوش مصنوعی، تراشهها و زیرساختهای داده، صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه به یکی از مهمترین چالشهای امنیتی و ژئوپلیتیکی اتحادیه اروپا تبدیل شده است.
راهبرد جدید اتحادیه اروپا که توسط کمیسیون اروپا تدوین شده، بر مفهوم «حاکمیت فناورانه» استوار است. در این چارچوب، بروکسل تلاش میکند ظرفیت اروپا برای طراحی، توسعه، بهرهبرداری و تنظیمگری فناوریهای حیاتی را افزایش دهد تا وابستگی راهبردی به بازیگران خارجی کاهش یابد. این رویکرد در شرایطی مطرح میشود که بیش از ۸۰ درصد محصولات، خدمات، زیرساختها و داراییهای فکری دیجیتال مورد استفاده در اتحادیه اروپا از تأمینکنندگان خارجی تأمین میشود و بخش بزرگی از بازار فناوری اروپا در اختیار شرکتهای آمریکایی و آسیایی قرار دارد.
وابستگی فناورانه؛ از مسئله اقتصادی تا آسیبپذیری راهبردی
نگرانی اصلی اتحادیه اروپا از آنجا آغاز میشود که فناوری دیگر یک کالای صرفاً تجاری محسوب نمیشود. تجربه بحران کمبود تراشهها، اختلال در زنجیرههای تأمین جهانی، رقابت فناوری میان آمریکا و چین و استفاده فزاینده از ابزارهای اقتصادی در رقابتهای ژئوپلیتیکی، بروکسل را به این نتیجه رسانده است که وابستگیهای فناورانه میتوانند به نقاط فشار راهبردی تبدیل شوند.
در پیشنویس راهبرد جدید کمیسیون اروپا تصریح شده است که تشدید چندپارگی ژئوپلیتیکی و تسلیحاتی شدن زنجیرههای تأمین، وابستگیهای فناورانه را به «بدهیهای راهبردی» تبدیل کرده است. از نگاه بروکسل، زیرساختهای دیجیتال امروز همان نقشی را ایفا میکنند که در گذشته انرژی، بنادر یا خطوط کشتیرانی در امنیت ملی کشورها ایفا میکردند.
این نگرانی بهویژه در حوزه رایانش ابری برجسته است؛ جایی که سه شرکت آمریکایی یعنی آمازون، مایکروسافت و گوگل حدود ۷۰ درصد بازار ابری اروپا را در اختیار دارند. چنین تمرکزی باعث شده است که بخش مهمی از دادهها، خدمات عمومی و زیرساختهای حیاتی اروپا به فناوریهایی وابسته باشند که خارج از حوزه حاکمیتی اتحادیه اروپا قرار دارند.
رایانش ابری و هراس از خاموشی گسترده
یکی از مهمترین محورهای راهبرد جدید اروپا، ارزیابی میزان وابستگی دولتها و نهادهای عمومی به خدمات ابری خارجی است. کمیسیون اروپا قصد دارد دولتهای عضو را ملزم کند ارزیابیهای نظاممند از ریسکهای حاکمیتی در حوزه رایانش ابری انجام دهند و میزان اتکای خود به تأمینکنندگان خارجی را بسنجند.
پشت این تصمیم، نگرانی فزایندهای نسبت به سناریوی موسوم به «Kill Switch» یا «کلید خاموشی» قرار دارد؛ سناریویی که بر اساس آن یک دولت خارجی یا شرکت صاحب زیرساخت میتواند در شرایط بحران دسترسی به خدمات حیاتی را محدود یا قطع کند.
نگرانیهای اروپا همچنین پس از تصویب قانون «CLOUD» آمریکا در سال ۲۰۱۸ افزایش یافت. این قانون به دولت آمریکا اجازه میدهد از شرکتهای آمریکایی درخواست دسترسی به دادهها را مطرح کند، حتی اگر این دادهها خارج از خاک آمریکا ذخیره شده باشند. از دید بسیاری از سیاستگذاران اروپایی، چنین سازوکاری با مفهوم حاکمیت داده و استقلال راهبردی اروپا در تعارض قرار میگیرد.
به همین دلیل بروکسل درصدد است معیارهای حاکمیتی جدیدی را وارد قراردادهای عمومی حوزه رایانش ابری و هوش مصنوعی کند و دولتها را به سمت شناسایی و استفاده از ارائهدهندگان اروپایی سوق دهد.
تراشهها؛ بازآفرینی زنجیره ارزش صنعتی اروپا
حوزه دوم تمرکز اتحادیه اروپا، صنعت تراشه است. بحران جهانی تراشهها در سالهای اخیر نشان داد که اختلال در تأمین نیمههادیها میتواند صنایع خودروسازی، تجهیزات پزشکی، زیرساختهای انرژی و طیف گستردهای از کالاهای مصرفی را با بحران مواجه کند.
بر همین اساس، کمیسیون اروپا در حال بازنگری قانون تراشهها است تا از مرحله ایجاد ظرفیتهای اولیه عبور کرده و وارد مرحله توسعه صنعتی گسترده شود. راهبرد جدید بر سه محور اصلی استوار است:
· افزایش ظرفیت تولید
· ارتقای آمادگی در برابر بحرانها
· تحریک تقاضا برای تراشههای تولیدشده در اروپا
نکته مهم آن است که بروکسل به محدودیتهای اقتصادی این صنعت نیز واقف است. تجربه سالهای اخیر نشان داده که احداث کارخانههای پیشرفته تراشه بدون وجود بازار مصرف کافی، از منظر اقتصادی توجیهپذیر نیست. از این رو، راهبرد جدید تلاش میکند همزمان با توسعه ظرفیت تولید، تقاضا برای تراشههای اروپایی را نیز افزایش دهد.
در واقع اروپا میکوشد جایگاه خود را در زنجیره ارزش جهانی نیمههادیها ارتقا دهد و بخشی از وابستگی به تولیدکنندگان آسیایی، بهویژه شرق آسیا، را کاهش دهد.
فناوری متنباز؛ سلاح راهبردی اروپا در برابر انحصار دیجیتال
شاید مهمترین و در عین حال کمهزینهترین ابزار اروپا برای کاهش وابستگی فناوری، توسعه اکوسیستم نرمافزارهای متنباز باشد. در نگاه بروکسل، فناوری متنباز صرفاً یک مدل توسعه نرمافزار نیست. این فناوری ابزاری برای حفظ کنترل بر دادهها، افزایش قابلیت جابهجایی میان ارائهدهندگان خدمات و جلوگیری از قفلشدگی فناورانه محسوب میشود.
کمیسیون اروپا تأکید میکند که توسعه فناوریهای متنباز میتواند نوآوری را تسریع کند، هزینههای فناوری را کاهش دهد و وابستگی به فروشندگان خارجی را محدود سازد. در همین راستا، برنامههایی برای حمایت از شرکتهای اروپایی فعال در این حوزه، تقویت همکاریهای فرامرزی و ایجاد سازوکارهای مالی جهت نگهداری و توسعه پروژههای متنباز در نظر گرفته شده است.
اهمیت این موضوع زمانی روشنتر میشود که بدانیم اروپا سالانه حدود ۲۶۴ میلیارد یورو برای راهکارهای نرمافزاری اختصاصی، که عمدتاً منشأ آمریکایی دارند، هزینه میکند. از منظر سیاستگذاران اروپایی، بخشی از این منابع میتواند به توسعه ظرفیتهای بومی و افزایش رقابتپذیری شرکتهای اروپایی اختصاص یابد.
سرمایهگذاری؛ ستون اصلی استقلال دیجیتال اروپا
هیچیک از اهداف فوق بدون تأمین مالی گسترده محقق نخواهد شد. برآوردهای کمیسیون اروپا نشان میدهد که توسعه ظرفیت مراکز داده اتحادیه تا سال ۲۰۳۶ به حدود ۲۰۰ میلیارد یورو سرمایهگذاری نیاز دارد. افزون بر این، حدود ۲ میلیارد یورو برای تحقیق و توسعه و نزدیک به ۲۰ میلیارد یورو برای پروژههای دیجیتالیسازی و هوش مصنوعی در بخش انرژی مورد نیاز خواهد بود.
از همین روی، راهبرد اروپا بیش از هر چیز بر جذب سرمایههای خصوصی تکیه دارد. بروکسل قصد دارد محیط سرمایهگذاری در زیرساختهای دیجیتال را جذابتر کند و از طریق ایجاد «مناطق شتابدهی مراکز داده» و «مناطق برتر تولید نیمههادی» مسیر ورود سرمایه را به صنایع داخلی خود تسهیل کند. این رویکرد بیانگر آن است که اتحادیه اروپا استقلال فناورانه را نه از مسیر حمایتگرایی مطلق، بلکه از طریق ترکیب سرمایهگذاری، سیاست صنعتی و تنظیمگری دنبال میکند.
اروپا به دنبال خودکفایی نیست؛ به دنبال قدرت چانهزنی است
برخلاف برخی برداشتها، هدف راهبرد جدید اروپا قطع ارتباط با فناوری آمریکا یا آسیا نیست. واقعیت آن است که ساختار اقتصاد دیجیتال جهان به اندازهای درهمتنیده شده که دستیابی به خودکفایی کامل نه ممکن است و نه مطلوب به شمار میرود. حتی حامیان این راهبرد نیز اذعان دارند که شرکتهای آمریکایی در آینده قابل پیشبینی همچنان بازیگران غالب بازار اروپا باقی خواهند ماند.
آنچه بروکسل دنبال میکند، افزایش ظرفیت انتخاب و کاهش آسیبپذیری است. از نگاه اتحادیه اروپا، تراشهها، هوش مصنوعی، رایانش ابری و دادهها به «هسته کلیدی اقتصاد مدرن» تبدیل شدهاند و قاره اروپا نمیتواند صرفاً مصرفکننده فناوریهایی باشد که در نقاط دیگر جهان طراحی و کنترل میشوند.
راهبرد جدید حاکمیت فناورانه اروپا را باید بخشی از تحول بزرگتری دانست که در سالهای اخیر در سیاست صنعتی این قاره شکل گرفته است. اروپا اکنون در حال عبور از مرحله تنظیمگری صرف فناوری به سمت مرحلهای است که در آن توسعه ظرفیتهای بومی، امنیت زنجیرههای تأمین و استقلال راهبردی به عناصر اصلی سیاست فناوری تبدیل شدهاند. در چنین چارچوبی، هدف نهایی بروکسل ساختن یک «اروپای دیجیتال توانمند» است؛ اروپایی که بتواند در رقابت فناوری میان آمریکا و چین، نقش یک بازیگر مستقل و نه صرفاً یک بازار مصرف بزرگ را ایفا کند.





























دیدگاهتان را بنویسید